( 0. امتیاز از )

صدای شیعه: «انتظار فرج» يک فضيلت فراموش‌شده است! در حالي که راجع به انتظار فرج، پيغمبر اکرم(ص) و ائمه طاهرين(ع) خيلي پافشاري داشتند. مخصوصاً پيغمبر اکرم(ص) در هر فرصتي راجع به مهدي(عج)، راجع به اينکه او مي‌آيد و پرچم اسلام را روي کره زمين افراشته مي‌کند و قوانين و عدالت اسلام، سراسر جهان را مي‌­گيرد و بايد انتظار چنين فرجي را داشت، صحبت مي‌کردند. از سنّي و شيعه، روايت‌هاي زيادي از پيغمبر(ص) داريم و علاوه بر اين، ايشان بر عبارت «انتظار فرج» و اينکه بايد منتظر چنين روزي باشيم و به قول قرآن به دست ما و به رهبري امام زمان، پرچم اسلام روي زمين افراشته شود، خيلي اصرار داشتند و گوشزد مي‌کردند؛ مي‌­فرمودند: «اگر کسي منتظر فرزندم مهدي باشد، ثوابش مثل اين است که هميشه در خدمت مهدي باشد.» يک کسي هميشه خادم حضرت ولي عصر(عج) باشد، چقدر ثواب دارد؟ مي­‌فرمودند انتظار فرج اينقدر ثواب دارد
مي­‌فرمودند: اگر کسي منتظر فرزندم مهدي باشد، بيايد يا نيايد، ثوابش به اندازه‌اي است که مثل اينکه در مقابل من شهيد بشود و در خون خود غوطه‌ور باشد. همه مي­‌دانيم که بالاترين ثواب، شهادت در راه اسلام است، آن‌هم شهادتي که فرمانده‌اش پيغمبر اکرم(ص) باشد. شهادتي که پيغمبر در آن جنگ شرکت کرده باشند. يک کسي پيش روي پيغمبر(ص) در آن جبهه شهيد بشود، چقدر ثواب دارد؟ مي­­‌فرمودند انتظار فرج مهدي اينقدر ثواب دارد
انتقاد براي عدم انتظار فرج هم زياد شده است: کسي که مهدي را فراموش کند، مثل اين است که مرا فراموش کرده باشد؛ کسي که به ياد مهدي نباشد، بي‌توجه به اسلام است. يک کسي راجع به اسلام بي‌اعتنا باشد، چقدر گناه دارد؟ کسي که بي‌توجه به انتظار فرج باشد، اينقدر گناه دارد؛ لذا پيغمبر و ائمه(ع) اصرار داشتند که ما بايد منتظر مهدي(عج) باشيم، بايد مهيا باشيم براي اينکه بيايد و به دست ما و به رهبري ايشان، پرچم اسلام روي کره زمين افراشته شود. اين يک فضيلت فراموش‌شده است!
هرچه پيغمبر(ص) آن را فضيلت مي­‌دانستند، ما اين فضيلت را فراموش کرده‌­ايم. براي اينکه انتظار فرج، فقط اين نيست که ما بخواهيم حضرت بيايد، معلوم است هرکس ولو مسلمان هم نباشد، هرکس ولو معاند اسلام باشد، مي‌خواهد که عالم گلستان شود و عدالت سرتاسر جهان را بگيرد و مي‌خواهد قوانين عادلانه‌­اي در جهان حکمفرما باشد و بالاخره ريشه ظلم کنده شود و درخت عدالت، ريشه‌دار و پرميوه شود. فقط به خواست که نيست

شيعه و انتظار
معناي شيعه­‌گري اين است که عقيده داريم يک روزي حضرت مي‌آيد و عالم را گلستان مي‌کند، ما باشيم يا نباشيم. الحمدالله عقيده ما اين است. از شما بپرسند که عقيده­‌ات راجع به امامت چيست؟ مي‌گوييد من شيعه هستم و عقيده دارم امام دوازدهم غائب است و از اين غيبت ناراحتم. از اينکه ظلم جهان را گرفته است، گريه مي‌کنم؛ اما بالاخره مهدي(عج) مي‌آيد و به دست مبارکش عالم گلستان مي‌شود و پرچم اسلام بر زمين افراشته مي‌شود. همه ما اين عقيده را داريم و همه هم مي‌خواهيم و کم و بيش همه ما دعاي فرج (اللهم کن لوليک...) را مي­‌خوانيم. دعاي ندبه هم مي‌خوانيم و به ياد امام زمان هستيم و شعار تشيع را هم داريم، گرچه کم‌رنگ است، اما فراموش نشده است
تا اينجا انتظار فرج هست، اما کم‌رنگ است. آن انتظار فرجي که پيغمبر(ص) فرمودند و ائمه(ع) بر آن تأکيد داشتند، آن انتظار فرجي که بارها و بارها حضرت مهدي(عج) پيغام داده، انتظار فرج عملي است، «تهيُّع». يعني برسيم به جايي که حاضر باشيم دنيا و هستي‌مان را فداي امام زمان بکنيم. حاضر باشيم که امام زمان از دست ما راضي باشد. چه کسي منتظر فرج است؟ آن کسي که امام زمان از دستش راضي است. اگر اين باشد، انتظار فرج هست. آن ثوابها را هم دارد. اگر اين انتظار فرج جدي باشد، اگر کسي هم بميرد و مقدّر نباشد که امام زمان(عج) بيايد، وقتي امام آمدند، او را زنده مي‌کند. اين يک نويد از طرف پيامبر و ائمه به همه است. و اگر به‌راستي انتظار فرج داشته باشيم، امام زمان که بيايد، قاعده لطف، بايد اين انتظار ما را زنده کند. در آن حکومت هزار سال و حکومت براي آنها و زندگي بهشتي براي ما، و اين فضيلت فراموش شده است
فضيلت فراموش شده است، به اندازه‌اي که مثلاً براي امام زمان(عج) جشن مي­‌گيرند، اما در آن گناه مي‌شود، اختلاط زن و مرد مي‌شود. چه خنده­‌هاي رکيک و چه تنه‌زدن‌ها به همديگر و چه حرفهاي نامربوطي، حتي مي‌­رسد به آنجا که در جشنها در مسجد موسيقي هست. اين از نظر شعار جشن است، اما از نظر عمل، ضربه به امام زمان(عج) است. اهل دلي مي‌­گفت که شب پانزدهم امام زمان(عج) را خواب ديدم و ديدم که صورت حضرت سياه است و شکايت و درددل کردند، فرمودند رفتم در اين جشنها و از بس کشيده به صورتم زدند، صورتم را سياه کردند و از جشن آنها فرار کردم

منتظران حقيقي
چه کسي انتظار فرج دارد؟ آن کسي که در خانه‌اش ماهواره نباشد. اگر حضرت الان بيايد، چه کسي مي‌تواند بگويد من ايشان را مي­‌برم در خانه‌­ام مهماني؟ پيغمبراکرم(ص) وقتي وارد مدينه شدند، ديدند که همه مي‌خواهند ايشان بروند به خانه‌­شان. فرمودند: شترم درِ هر خانه‌اي که خوابيد، آنجا جاي من است. شتر خوابيد در خانه فقيري به نام ابوايوب انصاري با يک زن مقدسي و پيغمبر اکرم(ص) آنجا بودند تا جايي تهيه کردند و به خانه خودشان رفتند. اين ابوايوب انصاري کيست؟ دو قضيه نقل مي‌کنم، ببينيد که ما انتظار فرج داريم يا نه.
يک) پيغمبر اکرم(ص) آن‌وقتي که از آن خانه رفته بودند، آمدند که رد شوند، ديدند ابوايوب انصاري با زن و بچه‌­هايش در کوچه فرش انداختند و منزل کردند، پيغمبر(ص) فرمود: «ابوايوب، چرا در کوچه‌­اي؟» گفت: «به خاطر اينکه يک خانواده هجرت کرده‌اند و آمده‌اند به مدينه تا مسلمان شوند؛ من ديدم که اينها خانه ندارند. ديدم اگر خانه‌­ام را به اينها بدهم، يک افتخار براي من است؛ اما اگر اينها درکوچه ماندند، يک ضربه به اين خانواده است. خانه‌­ام را به اينها دادم و خودم آمدم در کوچه.» به اين مي‌گويند ايثار، گذشت و فداکاري. چه کسي مي‌تواند بگويد من يار امام زمان هستم؟ هرکه به اين اندازه ايثار و گذشت و فداکاري داشته باشد. حاضر باشد همه چيز فداي امام زمان(عج) کند.
يک قضيه‌­اي هم نقل مي‌کنند که: امام زمان(عج) به کسي گفتند که: «مالت، مال تو نيست.» گفت: «رها کردم.» گفتند که: «اولادت، اولاد تو نيست»، به اينجا که رسيد گفت: «تو امام زمان که نيستي، سيد هم نيستي!» بعضي اوقات انسان از خودش مي‌تواند بگذرد، اما از زن و بچه­‌اش نمي‌تواند بگذرد. بعضي اوقات از مالش نمي‌تواند بگذرد
کساني که خمس نمي‌دهند، حتماً منتظر امام زمان نيستند. براي اينکه مال امام زمان را يک پنجمش را نمي‌دهد. اگر امام بگويد همه مالت را بده، نمي‌دهد. آن کساني که رسيدگي به فقرا و ضعفا و بيچارگان نمي‌کنند، انتظار فرج هم ندارند. انتظار فرج را کسي دارد که نه مثل ابوايوب انصاري، اما بالاخره کمک‌کار مردم باشد. اگر به ديگران کمک نکنيم و خودخور و خودمحور و خودخواه باشيم و به فکر جهيزيه دخترمان و عروسي پسرمان باشيم، اما راجع به مسلمانان بي‌توجه باشيم، اگر بگوييم من انتظار فرج دارم، دروغ مي‌گوييم. فضيلت فراموش‌شده اينجاست که مي‌گوييم «عجّل فرَجک يا صاحب‌الزمان»، اما در عمل لنگيم. چه کسي مي‌تواند بگويد من انتظار فرج دارم؟ اين ابوايوب انصاري
قصه دومش اين است که اين ابوايوب فقط يک بچه داشت، بعد بچه و دختر و پسر پيدا کرد. اين بچه دو سه روز مريض شد و بعد مُرد. زنش قدري گريه کرد و يک وقت متوجه شد که شوهر کارگر و خسته‌­اش الان مي‌آيد و چه لزومي دارد که او را ناراحت کند؟ بايد دل او را به دست بياورد. تک فرزند بود، اما گذشت و ايثار و فداکاري. شوهر آمد و بگو و بخند و وقتي پرسيد بچه چه شد، گفت الحمدالله خوب شد و سر شوهر را گرم کرد و موقع نماز صبح بلند شدند و غسل کردند و ابوايوب مي‌خواست براي نماز برود؛ گفت: «اگر کسي امانتي پيش تو گذاشته باشد و بيايد و بگويد که امانتم را بده و تو ندهي و ناراحت شوي، چطور آدمي هستي؟» گفت: «آدم خائني هستم. نمي‌شود که در امانت خيانت کرد، بايد امانت مردم را رد کنم.» زن گفت: «اگر چنين است، پروردگار عالم يک بچه به ما داده بود تا ديروز عصر و ديروز خدا اين امانتش را گرفت. برو نماز و به مردم بگو بيايند او را دفن کنند
ابوايوب انصاري آمد براي نماز و پيغمبر اکرم(ص) پشت کرده بودند به قبله و رو به مردم و تا او رسيد، فرمودند ديشب شما مبارک باد! خدا يک پسر به اينها داد که از اولياءالله و افتخار اسلام شد. بزرگان و عرفا درباره اين بچه صحبت کردند. معلوم است که پروردگار عالم نتيجه مي‌دهد. نمي‌شود که گذشت و فداکاري اين زن باشد، اما خدا پاداش ندهد، حتماً مي‌دهد. مرادم اين است که الان چه کسي هست که بگويد: من منتظر امام زمانم و حاضرم هرچه او بگويد، بگويم آري. اگر اين حالت پيدا شود، مي‌شويم منتظر فرج، هم از نظر عقيده و هم از نظر زبان و هم از نظر عمل. به عبارت ديگر مي‌شويم يک شيعه واقعي

از عقيده تا عمل
پيغمبر اکرم(ص) فرمودند: اي علي، تو به منزله قل هو الله احدي. اگر کسي به تو عقيده داشته باشد و دوستت داشته باشد، اين يک ثلث قرآن؛ و اگر را علاوه بر اينکه عقيده دارد، شعار هم دا