( 0. امتیاز از )


صدای شیعه: حتی در چند سال گذشته حمایت های ترکیه از موضع جمهوری اسلامی در بحث هسته ای، حمایت از گروه های فلسطینی و... این تفکر را شکل داد که دولت ترکیه می تواند نقشی تازه را در سطح جهان اسلام بازی کند.

به گزارش مشرق، اما نکته ای که مورد توجه قرار دارد برخی رفتارهای ناهمسو با جریان اسلامی توسط دولت اردوغان است. رفتارهایی ماننده هماهنگی با آمریکا در مورد سوریه، و همچین سخنرانی اخیر اردوغان درباره مدل اسلام سکولار، این شائبه را به وجود می آورد که آیا حقیقتا دولت به ظاهر اسلام گرای ترکیه چه نیتی در سر دارد.

همه این موارد در کنار ادعای قیومیت جهان اسلام و تلاش برای کسب محبوبیت ترکیه می تواند این شبهه را مطرح کند که آیا در پشت پرده قدرتمند سازی ترکیه توطئه ای جدید از سوی دنیای غرب پنهان شده است؟ این موضوع را در گفت و گو با دکتر صادق کوشکی استاد دانشگاه و تحلیل گر مسائل منطقه مورد بررسی قرار دادیم که مشروح این مصاحبه را در ادامه می خوانید.

تحلیل رفتارهای ترکیه در سطح جهان اسلام؛ آیا ترکیه به دنبال اسلام است؟

*یکی از مباحثی که در سیاست خارجی اخیراً ذهن تحلیل‌گران را مشغول کرده مواضع ترکیه است. در واقع اینکه دولت موسوم به اسلام‌گرای اردوغان در ترکیه و حزب عدالت توسعه، چه ماهیتی دارند و چرا رفتارهای متناقضی از این دولت سر میزند.


کوشکی: دو تحلیل متفارت در این باره وجود دارد. بخشی از تحلیل‌گران معتقدند که دولت اردوغان و حذب عدالت و توسعه، دولتی است که اصالتاً ریشه در پیش‌بینی ها و طراحی‌های آمریکایی-صهیونیستی دارد. یعنی آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها وقتی مشاهده‌  کردند که موج اسلام‌گرایی در جهان اسلام و جهان عرب قابل کنترل نیست و از اینکه مدل القاعده و طالبان هم بتواند به نوعی این موج اسلام‌گرایی را مصادره بکند و به هرز ببرد ناامید شدند، به این نتیجه رسیدند که باید یک مدل جذابی از اسلام را ارائه کنند که بتواند مهارکننده اسلام‌گرایی و سیره انقلاب اسلامی باشد. یعنی اسلام‌گرایی سیاسی به شیوه انقلاب اسلامی را تصمیم گرفتند در جهان مهار کنند. آنها به این نتیجه رسیدند که اگر یک اسلام مدرن که جذابیت‌هایی هم داشته باشه و بتواند به شیوه دموکراتیک به قدرت برسد، میتواند تا حد زیادی موج اسلام‌گرایی در جهان اسلام و جهان عرب را پوشش بدهد، بدون اینکه خطرات واقعی و عمقی برای رژیم صهیونیستی یا برای غرب و آمریکا داشته باشد.
 
به همین دلیل تلاش کردند و دولت اردوغان سر کار آمد و با مانع جدی هم روبرو نشد. کسانی که این تحلیل را ارائه می‌کنند، دلیلشان این است که هر زمانی اسلام‌گراها در گذشته می‌خواستند به قدرت برسند، ماننده دولت "رجایی‌پوتان"  و دولت "اربکان" حتماً با مشکل برخورد می‌کرد، اما دولت اردوغان با مشکل برخورد نکرد. این موضوع مهمی است که این دولت نه از سوی ارتش، نه از سوی سازمان اطلاعات و امنیت ترکیه و نه از سوی غربی‌ها به مشکل برخورد نکرد. برخی تحلیل گران این را دلیلی می‌دانند بر اینکه این دولت، یعنی دولت عدالت و توسعه، با غربی‌ها هماهنگ است و اصلاً از سوی آنها روی کار آمده است.

دلیل هایی هم ارائه می شود. به عنوان مثال همراهی این دولت در قضیه سوریه با غربی‌ها و فشاری که از سوی دولت اردوغان متوجه سوریه شد، موید همین نظریه‌ است. موافقت ترک‌ها با ایجاد سپر دفاع موشکی ناتو و آمریکا نیز مؤید این نظریه بوده و اینکه ترکیه تلاش می کند خود را رهبر جهان اسلام و حتی رهبر بیداری اسلامی معرفی کند و سعی دارد محبوبیت هایی را در سطح جهان اسلام به‌دست بیاورد، ماننده دیداری که اردوغان از سومالی داشت.

همه این موارد حاکی از این است که این عده در واقع مزدور و ابزار دست آمریکا و صهیونیست هستند تا موج اسلام‌گرایی در جهان اسلام و جهان عرب مهار شود و ترک ها به عنوان رهبران جهان اسلام معرفی بشوند. یعنی کسانی که اسلامشان برای آمریکا و صهیونیست خطر جدی نیست. این طرح پس از اینکه طرح آمریکا برای رهبری جهان اسلام از سوی عربستان با شکست مواجه شد، به مرحله اجرا درآمد.

اما تحلیل دیگری نیز وجود دارد. این تحلیل می گوید که اردوغان و همراهانش اصالتاً اسلام‌گرا هستند البته با قرائت اسلامی که در فضای لائیک ترکیه بتواند کار کند. این تحلیل اعتقاد دارد؛ در عین حال که برای دولت اردوغان گسترش افکار و ایده‌های اسلامی مهم بوده و باورها و اعتقادات اسلامی در آنها درونی است، ولی به دنبال کسب منافع ملی ترکیه، اقتدار کشورشان و بازسازی موقعیت ترکیه در عرصه بین‌المللی و منطقه‌ای نیز هستند. البته نگاهشان به اسلام هم یک نگاه مدرن است. یعنی واقعاً دوست دارند مسلمان باشند اما قرائتی از اسلام را می‌پسندد که اسلام بتواند با سیستم لائیک و دموکراتیک کنار بیاید.

این تحلیل می گوید نشانه این طرز تفکر ترک ها، حمایت‌هایی است که دولت اردوغان از فلسطین می کند، یا حمایت‌هایی که در بحث هسته‌ای از جمهوری اسلامی داشت. همه اینها نشانه‌ای است از اصالت که حرکت اسلام‌خواهی در میان دلت اردوغان. اما اسلامی که اینها دارند اسلامی است مدرن، اسلامی است سازگار با لائیسم و نظام دموکراتیک و در واقع اسلامی سازگار با منافع ملی ترکیه که به دنبال اقتدار ترکیه و افزایش منافع ملی آن نیز هستند، یعنی اولویت آنها فقط مسائل اسلامی نیست.

این تحلیل رفتارهای ترکیه در قبال سوریه را فریب خوردن اردوغان از غربی‌ها و صهیونیست‌ها می داند. یعنی اینگونه نیست که اردوغان بازیچه و مهره آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها باشد، بلکه اینجا فریب خورده و به واسطه اشتباه در تحلیل و فهم قضایا به گمان خود تلاش کرده که در جهت افزایش منافع ملی کشورش کار کند، اما در عمل به نفع آمریکا و صهیونیسم وارد عمل شد است.
 
این عده می‌گویند که تلاش اردوغان برای اینکه بتواند الگوی کشور خود را، الگویی مناسب برای کشورهایی ماننده مصر، یمن، لیبی و... معرفی کند،  در کنار  فعال ظاهر شدنش در عرصه بین المللی، همه برای این است که بتواند هم دیدگاه خود را درمورد اسلام، یعنی یک اسلام منطبق با لائیسم و سازگار با دموکراسی که اردوغان آن را موفق می داند، ترویج دهد و هم در این حال بتواند نفوذ ترکیه را افزایش داده و به تعبیر خود به احیاء عظمت گذشته ترکیه در روزگار فعلی بپردازد.

اردوغان در همین راه بحث بیداری اسلامی را نیز بهانه‌ای می داند که بتواند با تأمین الگوی ارائه شده خود به جهان عرب، عملاً پیشتازی ترکیه نسبت به جهان عرب را که در گذشته امپراطوری عثمانی داشت دوباره مطرح و احیا کند.

هرکدام از کسانی که این دو تحلیل را ارائه می دهند برای خود دلایلی دارند و البته هیچکدام نتوانسته‌اند به طور قطعی ثابت کنند که کدام‌یک از تحلیل‌ها درست و کدامیک نادرست است. چون رفتارهای متناقض ترکیه در طول چند سال اخیر باعث شده که هر دو تحلیل بتوانند برای اثبات خود و رد طرف مقابل المان هایی را داشته باشند.