( 0. امتیاز از )


صدای شیعه:

پیامبر اکرم(ص) همچنین فرمود: 'هرگاه باغی از باغ های بهشت را دیدید از آن بهره مند گردید، عرض شد: ای پیامبر خدا باغ بهشت چیست؟ فرمود: مجلس مومنان.'

این مجالس نقشی اساسی در احیا نهضت ابا عبدالله(ع) و تبیین آرمان های بلند آن شهید سرفراز داشته است.

می توان این مجالس را از مصادیق شجره طیبه قرآنی نامید که قرآن ذکر می کند: 'آیا ندیدی چگونه خداوند کلمه طیبه را به درخت پاکیزه ای تشبیه کرده که ریشه آن در زمین ثابت و شاخه آن در آسمان است، هر زمان میوه خود را به اذن پروردگارش می دهد و خداوند برای مردم مثل ها می زند شاید متذکر شوید و پند گیرید.'

شجره طیبه در این آیه این ویژگی ها را دارد: موجودی است پاک و طیب از هر جهت، دارای نظام حساب شده است، اصل و فرع دارد، اصل و ریشه آن ثابت و مستحکم است، شاخه های این شجره طیبه در یک محیط پست محدود نیست بلکه بلند آسمان جایگاه اوست، این شجره طیبه پر بار است و دانش به اذن خداوند است.

این ویژگی ها را به خوبی و مراحل نهضت عاشورا و مجالس ابی عبدالله (ع) می توان دید.

شیعیان میوه های شیرین این مجالس را از آغاز تاکنون فراوان دیده اند. بقا تشیع بویژه در ایران اسلامی مدیون این مجالس است.

'رضا خان' برای براندازی اسلام روی کار آمد اما او و فرزند خبیثش به برکت این مجالس نتوانستند به هدف های تعیین شده خود برسند.

راز تمامی این عدم موفقیت ها تاکید اهل بیت(ع) و اصرار آنها بر برپایی مجالس ابی عبدالله(ع) است.

 

** تاریخ مخالفت با مجالس حسینی

نخستین گروه مخالف با عزاداری و مجالس حسینی بنی امیه است که خود بانی جنایات در حادثه عاشورا بودند و 'هشام بن عبدالملک' بیش از سایر سلاطین اموی در این راه تلاش کرد.

آنان در صدد بودند که روز عاشورا را روز جشن و شادی بسازند.

'ابن حجر' می گوید: نخستین کسی که روز عاشورا در حضور 'عبدالملک بن مروان' و گروهی از صحابه و تابعین جشن گرفت، 'حجاج بن یوسف ثقفی' بود. آنگاه اعلام شد که یادآوری قتل و شهادت حسین(ع) و مصائب آن بر گویندگان و خطبا حرام است.

بعد از آنان 'بنی العباس' این راه را دنبال کردند و نمک خورها و نمکدان شکن ها به نام محبت اهل بیت(ع) مردم را به سوی خود فراخواندند و همانند بنی امیه با اهل بیت(ع) برخورد کردند. 'ابوالعطاء سندی' شاعر عرب می گوید: 'ای کاش ظلم و ستم بنی مروان برایمان ادامه داشت و عدالت بنی العباس در آتش بود.'

آنان کینه بی پایانی با سالار شهیدان ابی عبداللّه الحسین(ع) داشتند.

نخستین اهانت به مرقد مطهر حضرت از سوی 'منصور عباسی' و سپس فرزند او 'هارون' صورت گرفت که دستور تخریب حرم امام حسین(ع) را صادر کردند و سپس در عصر 'متوکل' که بیشترین جسارت ها به دستور او صورت گرفت.

مورخان نوشته اند: متوکل در سال های (233، 236، 237، 247) هجری قمری 17 بار دستور تخریب حرم حضرت، شخم زدن، آب رها کردن بر مرقد نورانی ابی عبداللّه(ع) را صادر کرد.

ذهبی می گوید: متوکل دستور به نابودی حرم امام حسین(ع) و خانه های اطراف آن را داد و دستور داد آنجا را شخم زدند و مردم را از زیارت امام حسین(ع) ممنوع ساخت، قبر را به کلی منهدم ساخت و گنبد و بارگاه حضرت تبدیل به یک بیابان صاف شد.

متوکل معروف به دشمنی با اهل بیت(س) بود. 'یعقوب بن سکیت' شاعر و ادیب معروف می گوید: به خدا قسم اگر بنی امیه پسر دختر پیامبر را مظلوم کشتند، بنی العباس هم همانند آنها عمل کردند و قبرش را منهدم ساختند. آنها متاسف بودند از اینکه نبودند تا در قتل حضرت شریک باشند و آن را با برخورد با استخوان های ابی عبداللّه(ع) جبران کردند.

صاحب 'مقاتل الطالبین' که از مورخان اهل سنت است نوشته، که متوکل این جسارت ها را توسط فردی بنام 'دیزج' که یهودی الاصل بوده به انجام رسانده است.

این جسارت در دوره 'موفق عباسی' در سال 269 و در دوره 'المستر' در سال 526 صورت گرفت که بسیاری از اشیا گران قیمت آن مضجع نورانی به سرقت رفت.

در کنار این اهانت ها، برخورد شدید با زائران و مجالس حسینی هم بوده است و بعد از آن برخوردها با عزاداری سالار شهیدان در سیره جباران و قلدران دیگر همانند رضاخان و 'صدام' و تکفیری های عصر کنونی همچنان ادامه دارد.

همسر رضاخان (که او نیز زن فاسدی بود) می گوید: 'حسینقلی خان اسفندیاری شوهر خواهرم که پزشک مخصوص رضا بود، اعتقادی به حرف های مذهبی نداشت و حتی با عزاداری امام حسین(ع) هم مخالف بود و می گفت در هیچ کجای دنیا مردم برای دشمنان خود عزاداری نمی کنند، این عرب ها دشمن ملت ایران بوده اند و به ما حمله کرده اند و جان و مال و ناموس ایرانیان را مورد تعرض قرار دادند و از این قبیل حرف ها می زد. رضا این حرف ها را می پسندید و می گفت: من نمی فهمم چرا مردم برای عرب ها عزاداری می کنند.'

او در پی این اعتقاد، دستور اکید برای مبارزه با مجالس عزاداری که آن را 'موهومات' می خواند، صادر کرد.

در پرونده ننگین 'صدام' نیز برخورد با حرم سالار شهیدان نیز دیده می شود.

در انتفاضه شیعیان عراق، صدام به بهانه مقابله با شیعیان، توسط دامادش گنبد و حرم نورانی امام حسین(ع) را به توپ بست که البته هم دامادش سزای این جنایت ننگین و دیگر جنایات ننگین خود را دید و هم صدام!

از تمامی این وقایع در می یابیم که عزاداری سالار شهیدان از حقایق و واقعیات بی تردید دین است، تشکیک در این امر تشکیک در امری بدیهی است. مجالس عزای حسین(ع)، مجالس نورانی الهی است باید پیوسته بر شکوه آنها افزوده شود.

باید توجه داشت که همیشه گوهرهای نفیس در معرض خطر ربوده شدن و آسیب دیدن هستند، باید مراقب بود از این مجالس در سمت وسو و جهتی که سالار شهیدان می پسندد استفاده شود.


انتهای پیام