( 0. امتیاز از )


صدای شیعه: مرحوم حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمد صادق نجمى در شماره دوم فصلنامه میقات حج در مقاله‌ای با عنوان «‏بیت‏الاحزان یک حقیقت فراموش ناشدنى» به بررسی تاریخی این مکان پرداخته و با شواهد و قرائن تاریخی وجود چنین محلی را به اثبات رسانده است.

هر زائر شیعى، از هر نقطه دنیا که وارد مدینه منوره مى‏گردد، پس از زیارتِ قبر مطهر حضرت رسول- ص- و اقامه نماز در مسجد آن حضرت و پس از زیارت قبور پاک ائمه بقیع- علیهم السلام- و سایر قبور متعلق به اقوام و عشیره پیامبر اکرم- ص- عازم زیارت بیت‏الاحزان مى‏شود، به این امید که اگر به قبر مطهر زهراى مرضیه- سلام‏اللَّه علیها- دسترسى ندارد، آن حضرت را در محل دیگرى که به وى منتسب است زیارت کند و اگر نمى‏تواند که صورت خود را به خاک قبر یگانه یادگار رسول خدا بگذارد و ضریح مقدس آن حضرت را با اشک دیده بشوید، حداقل در جایگاهى که دخت گرامى پیامبر- ص- پس از رحلت پدر بزرگوارش و در ایام آخر عمرش هر روز چند ساعت از وقت خویش را در آنجا به عبادت و گریه و ناله سپرى نمود، نماز بخواند و به یاد اشکهاى آن حضرت اشک بریزد. اما اینک نه از چنین محلى خبرى است و نه از بیت‏الأحزان در بقیع، اثرى.

آیا اصلًا بیت‏الاحزان در حقیقت وجود دارد یا یک موضوع موهوم و خیالى بوده و بجز در لسان بعضى از خطبا و گویندگان وجود خارجى نداشته است؟!
در این مقاله برآنیم که با مطالعات کم و ناقص خود، محل واقعى و تاریخ ساختمان بیت‏الاحزان را، تا آنجا که از کتب حدیث و تاریخ به دست مى‏آید و گفتار کسانى را که در طول تاریخ و از قرن اول تا دوران تخریب، از نزدیک این بیت حزن را زیارت کرده و شاهد ساختمان آن بوده‏اند در اختیار خواننده ارجمند قرار دهیم تا معلوم شود که بیت‏الأحزان یک واقعیت غیر قابل انکار و یک حقیقت فراموش نشدنى است، اگر چه ساختمان آن ویران گردیده و در گوشه بقیع، از بیت‏الاحزان اثرى باقى نمانده است. منابع حدیثى و تاریخىِ متقن از محدثان، مورخان، نویسندگان معروف و دانشمندان مشهور از شیعه و اهل سنت در طول تاریخ آن را تأیید و تثبیت نموده‏اند که اینک نمونه‏هایى از روایات و اعتراف مورخان را از نظر خوانند مى‏گذرانیم.

بیت‏الاحزان در منابع حدیثى‏
از جمله منابع حدیثى که در آن از انگیزه به وجود آمدن بیت‏الاحزان سخن به میان آمده، خصال شیخ صدوق- ره- مى‏باشد که آن محدث بزرگ، در ضمن روایتى با اسناد از امام صادق- ع- نقل مى‏کند:
«و اما فاطمة فبکت على رسول‏اللَّه حتى تأذّى بها اهل المدینة فقالوا لها قد آذیتنا بکثرة بکائک فکانت تخرج الى المقابر ...» 1
صریح‏تر و روشن‏تر از روایت صدوق، گفتار فضه (خادمه حضرت زهرا- سلام‏اللَّه علیها- است که مرحوم علامه مجلسى در ضمن بیان جریان مفصل شهادت حضرت زهرا از زبان فضه، چنین نقل مى‏کند که:
«ثم انه بنى لها بیتاً فى البقیع نازهاً عن المدینه». 2
«امیر مؤمنان- ع- براى فاطمه، در بقیع و در خارج مدینه، خیمه‏اى را بپا داشت که آن حضرت به همراه حسنین بدانجا مى‏آمد و پس از گریه طولانى به خانه‏اش مراجعت مى‏نمود.
توضیح اینکه: بطوریکه در کتب لغت آمده است، «بیت» در لغت به معناى «محل و مسکن» است خواه به شکل چادر باشد یا خانه‏اى از خاک و گل 3 و بطورى‏که در آینده نیز خواهیم دید، اولین بیت و مسکنى که براى فاطمه زهرا در بقیع ساخته شده، بصورت چادر و خیمه بوده است.

بیت‏الاحزان از نظر علما و مورخان‏
عده‏اى از علماى بزرگ و شخصیتهاى علمى که در تاریخ مدینه و یا درباره زیارت بقیع مطلبى نوشته‏اند، از بیت‏الأحزان نیز سخن گفته و وجود آن را تأیید و تثبیت نموده‏اند که نظرات چند تن از آنان را به ترتیب تاریخ زندگى آنان، مى‏آوریم:

1- ابن شبه نمیرى‏ 173- 262
قدیمى‏ترین تاریخ موجود 4 در باره مدینه منوره، تاریخ المدینه، تألیف ابوزید عمر بن شبه النمیرى 5 است. او که یکى از شخصیّتهاى علمى و از فقها و محدثان مورد وثوق و از مورخان مورد اعتماد، نزد علما و دانشمندان اهل سنت است، در کتاب خود، آنجا که آثار و قبور بقیع- موجودِ در زمان خودش- را معرفى مى‏کند، چنین مى‏نویسد:
«شخص موثق و مورد اعتمادى بر من نقل نمود مسجدى که در طرف شرقى آن به جنازه اطفال نماز خوانده مى‏شود، دراصل خیمه‏اى بوده براى زن سیاهى بنام «رقیه» 6 که به دستور حسین ابن على- ع- در آنجا مى‏نشست تا از قبر فاطمه- ع- مراقبت کند زیرا قبر فاطمه را کسى بجز همان زن نمى‏شناخت. 7
از این گفتارِ ابن شبه که مشهود و مسموع خود را در مورد بیت‏الاحزان نقل نموده است، دو مطلبِ زیر بوضوح به دست مى‏آید:

1- بیت‏الاحزان در دوران حسین بن على- ع- یعنى تا سال 61 هجرى، مانند حال حیات حضرت زهرا- سلام‏اللَّه علیها- بصورت خیمه و چادر و محلى بوده است مشخص و معین و حسین بن على- ع- بر حفظ آن عنایت و اهتمام داشته؛ بطورى که یکى از بانوان و ارادتمندان حضرت زهرا- سلام‏اللَّه علیها- را مأموریت داده است، در این بیت و خیمه که یادآورِ دورانِ حساس زندگى مادر بزرگوارش بوده، اقامت نموده و از آنجا حراست و نگهبانى کند و لابد براساس همین دید و اهتمام و به پیروى از روش آن حضرت، افرادى از اهل بیتِ عصمت پس از آن حضرت نیز همین روش را ادامه داده و خیمه را به ساختمان مبدّل نموده‏اند.

2- بیت‏الاحزان پس از این دوران و در اواخر قرن دوم و اوائل قرن سوم، داراى ساختمان بوده که ابن شبه را وادار نموده است کمّ و کیف و انگیزه بوجود آمدن این ساختمان را از افراد خبیر و مطلع جویا شود و یکى از افراد مطلع و مورد وثوق نیز تا آنجا که در این مورد اطلاع داشته با وى در میان گذاشته است و سابقه آنجا را که زمانى بصورت خیمه بوده، بازگو نموده است و لیکن این خیمه دقیقاً در چه تاریخى و به وسیله چه کسى به ساختمان تبدیل شده، معلوم نیست.

توجیه متناقض‏
و اما مطلب دیگرى که در ذیل این گفتار آمده است که: اقامت آن زن در میان بیت‏الاحزان براى حفظ و مراقبت قبر حضرت زهرا- سلام اللَّه علیها- بوده است، تعلیلى است از سوى خودِ وى و توجیهى است متناقض و غیر قابل قبول؛ زیرا: اولًا خودِ ابن شبه در این کتاب، مانند عدّه دیگر از مورخان مى‏گوید که على بن ابى‏طالب- ع- پیکر مطهر حضرت زهرا- س- را شبانه و در داخل منزل خود دفن نمود؛ بنابراین، مراقبت از قبر آن حضرت در بقیع مفهومى ندارد.
و ثانیاً اگر قبر آن حضرت در بقیع واقع بوده و کسى بجز «رقیه» آن را نمى‏شناخته، باز هم مراقبت از قبرِ مجهول، معنا و مفهومى ندارد.
بهرحال با توجه به شرایط خاص و حساس آن روز، ابهام در پاسدارى از بیت‏الاحزان و توجیهات مختلف در اقامت یک زن در داخل آن، مستبعد نیست.

2- فتواى امام غزالى بر استحباب خواندن نماز در بیت الاحزان‏
امام ابومحمد غزالى 450- 505 که یکى شخصیتهاى معروف و از علما و دانشمندان اهل سنت است، در ضمن بیان وظایف زایران مدینه منوره و کسانى که به زیارت بقیع مشرف مى‏شوند مى‏گوید:
«مستحب است که زائران، هر روز صبح، پس از زیارت قبر حضرت رسول- ص- در بقیع حضور بهم رسانند و قبور پیشوایان دینى و صحابه را که در آنجا مدفون هستند زیارت کنند». سپس مى‏گوید: «و مستحب است در مسجد فاطمه- علیها سلام- نیز نماز بخوانند». (و یستحب ان ی