( 0. امتیاز از )


صدای شیعه:

عملکرد سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام در دفاع از حريم ولايت، پس از دوران رحلت پيامبر اکرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تا زمان شهادت ايشان، از فرازهاى مهم تاريخ اسلام است.

 

مبارزه‏اى که ريحانه نبى در حساس‏ترين دوران آغاز کرد، از زمان آغازين انحراف جامعه پس از رحلت نبى اکرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، به عنوان مهم‏ترين و محوری ترين حرکت سياسى جامعه محسوب مى‏شد.

 

هنگامى که ايشان تعدى غاصبان خلافت را به حريم ولايت و امامت ديدند، با تمام قوا و با روش‏هاى خويش، براى دفاع از اين حريم وارد عرصه فعاليت‏هاى سياسى شدند و در طول 75 روز (و به قولى 95 روز) همچون پروانه، وجود خويش را براى تثبيت امامت، فداى ولايت کردند.

 

مقام و موقعيت ممتاز حضرت فاطمه عليهاالسلام و تثبيت جايگاه محکم او در انجام رسالت الهى به‏گونه‏اى بود که پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در موقعيت‏هاى گوناگون، همواره بر دستان فاطمه زهرا عليهاالسلام بوسه مى‏زد؛ هرگاه صديقه مرضيه در جمعى وارد مى‏شد که پيامبر در آن ميان بودند، به احترام آن حضرت از جاى خويش بلند مى‏شدند و او را در جايگاه خود مى‏نشاندند.

 

هنگام خروج از مدينه، از آخرين فردى که خداحافظى مى‏کردند فاطمه عليهاالسلام بود و هنگام ورود به شهر هم به ديدار اولين کسى که مى‏شتافتند باز هم راضيه مرضيه عليهاالسلام بود.

در صحنه سياسى جامعه عرب جاهلى، پيامبر اکرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با کردار، گفتار و عمل خويش در مورد خاندان نبوت و امامت حضرت على عليه السلام و فرزندانش و نقش فاطمه زهرا عليهاالسلام در ارتباط با نبوت و امامت و رضايت الهى، شناخت‏هاى لازم را به جامعه مى‏دادند.

 

از سوى ديگر، پيامبر گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در زمينه مسئوليت و رهبرى زنان، راضيه مرضيه عليهاالسلام را براى پذيرش اين رسالت الهى تربيت کردند.

 

فاطمه زهرا عليهاالسلام اولين درس را در بحرانى‏ترين شرايط سياسى و اقتصادى ـ يعنى در محاصره «شعب ابى‏طالب» آموخت و بتدريج، با علم لدنى که داشت، مجالس بحث و وعظ و درس‏هاى تفسير و احکام را در مدينه براى بانوان جامعه داير کرد.

 

حضرت زهرا عليهاالسلام که در بطن مسائل سياسى جامعه و بحران‏ها رشد کرده و تربيت يافته بود و رسالت دفاع از حق و حقيقت را بر عهده داشت، با بصيرت و آگاهى عميق نسبت به توطئه‏اى که مسير امامت را منحرف ساخته بود، هشيارانه وارد عرصه جامعه شد و به صورت يک سياست‏مدار آگاه و مدافع حريم امامت، در صحنه جامعه حضور جدى و فعال يافت و رهبرى دفاع از امامت را برعهده گرفت.

 

او زنى است تربيت‏شده الهى و پيامبر زمان خود. پذيرش رهبرى امام على عليه‏السلام از سوى يک زن، با تفکر موجود جاهلى نسبت به زن، تضاد داشت، اما از سوى ديگر، با پيش‏ذهنيت‏هايى که پيامبر گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله درباره حضرت زهرا عليهاالسلام در جامعه ايجاد کرده بودند، کاملاً همخوانى داشت و هنوز وجود گوهر گران‏قدرى همچون فاطمه زهرا عليهاالسلام به عنوان قوى‏ترين رکن سياسى جامعه براى تشخيص و شناخت حق از باطل مطرح بود.

 

دخت گرامى حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به خاطر بيدارى جامعه و آگاهى مردم از انحراف آغازين خود، فعاليت‏هاى سياسى شان را آغاز کردند. بررسى فعاليت‏ها و روش‏هايى که فاطمه زهرا عليهاالسلام اتخاذ کرد، نمونه‏اى است که نشان مى‏دهد اسلام مى‏خواهد افراد جامعه، اعم از زن و مرد، هميشه نسبت به مسائل جامعه‏اى که در آن زندگى مى‏کنند، آگاهى و شناخت لازم داشته باشند تا بتوانند در امور سياسى جامعه مشارکت کنند و حضرت صديقه طاهره عليهاالسلام، سدشکنِ تفکر غلط جاهليت نسبت به زن بود که با تمام وجود، سرشار از عشق الهى و رسالت نبى، دفاع از امامت و ولايت را رهبرى کرد.

 

روش‏هاى مبارزه سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام در دفاع از حریم  ولایت/تهدید غاصبان خلافت امام بر حق پس از رحلت رسول اکرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله

 

هنگامى که حضرت على عليه‏السلام در حال غسل و کفن و دفن پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بود، بازيگران سياسى با مسموم کردن جوّ، در «سقيفه بنى ساعده» خلافت را غصب کردند و خليفه‏اى را بر خلاف حديث غدير خم و خط مشى پيامبر و رسالت الهى انتخاب نمودند.

عده‏اى از بازيگران سياسى براى مشروعيت بخشيدن به خليفه وقت و مقبوليت خلافت غصب شده و بر حق نشان دادن آن و سرپوش گذاردن بر مسير انحرافى، بيعت گرفتن از خليفه ذى حق را عَلَم کردند و براى بيعت گرفتن از حضرت على عليه‏السلام به در خانه فاطمه عليهاالسلام آمدند، ولى با امتناع حضرت فاطمه عليهاالسلام از گشودن درب، دَرِ خانه او را به آتش کشيدند. 

 

دشمنان، فاطمه عليهاالسلام را مورد هجوم قرار دادند، وي از شدت درد بى‏هوش شد و فرزند خود را سقط کرد. آنان حضرت على عليه‏السلام را براى بيعت گرفتن با خليفه وقت به مسجد بردند. زمانى که حضرت فاطمه عليهاالسلام به هوش آمد، سراغ امام بر حق، على عليه‏السلام را گرفت. وقتى متوجه شد که او را به مسجد برده‏اند، بلافاصله دست فرزندان خردسالش حسن و حسين عليهماالسلام را گرفت و به مسجد رفت و غاصبان خلافت را تهديد کرد که اکنون خدا را به يارى مى‏طلبم، با تهديد او، غاصبان خلافت از بيعت گرفتن با حضرت على عليه‏السلام دست برداشتند و در اين مبارزه، فاطمه زهرا عليهاالسلام با پيروزى به خانه برگشت.

 

استيضاح حاکم وقت با خطبه فدک

 

از ديگر روش های مبارزه سياسى حضرت زهرا (س)، استيضاح حاکم وقت با خطبه فدک و تکيه بر غصب «فدک» بود که به دنبال غصب آن توسط خليفه وقت، فاطمه زهرا عليهاالسلام بار ديگر از اين حرکت رژيم حاکم به عنوان يک فرصت مناسب سياسى براى روشن ساختن اذهان جامعه در غصب خلافت مسلم حضرت على عليه‏السلام استفاده کرد.

 

در حقيقت، فاطمه زهرا عليهاالسلام به نام غصب حق مالکيت خويش، به اعتراض سياسى و استيضاح حاکم وقت پرداخت و به مسجد رفت و خطبه خواند.

 

فاطمه زهرا عليهاالسلام در ابتدا، با يادآورى رسالت پيامبر و دفاع از رهبرى و امامت بر حق حضرت على عليه‏السلام و حق مالکيت خويش بر فدک از لحاظ قانون ارث در اسلام، با سازشکاران سياسى اتمام حجت کرد.


دفاع از حريم ولايت توسط يک زن و بذرى که او در مسجد با سخنان مستدل و منطقى خود کاشت، بعدها در بيعت مردم با حضرت على عليه‏السلام (پس از قتل عثمان) به ثمر نشست.

 

زير سوال بردن مشروعيت حاکمان وقت

 

زير سوال بردن مشروعيت حاکمان وقت حرکت سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام بود که به دفاع از ارث زن در اسلام مى‏پردازد؛ دفاع از مالکيت بر حق زن که برخلاف راه و رسم موجود در افکار جاهلى بود، در بعضى از اذهان رسوخ داشت. اما آنچه را اسلام حق مى‏دانست براى فاطمه زهرا عليهاالسلام معيار و محک بود، نه عرف و سنّت‏هاى جاهلى.

 

آن حضرت توانست با حضور در مرکز اجتماع مسلمانان و مهم‏ترين مکان معتبر سياسى ـ يعنى مسجد ـ به محاجّه با خليفه وقت بپردازد و او را به استيضاح بکشاند و با رسوايى سياسى حاکمان وقت، تا حد زيادى مشروعيت آنان را زير سوال ببرد و رسم‏هاى جاهليت را درهم بشکند و نشان دهد که هيچ حکومتى نمى‏تواند حق و مال کسى را غصب کند، حتى اگر اين حق متعلق به يک زن باشد.

 

سکوت سياسى

 

فاطمه زهرا عليهاالسلام در مسير دفاع از حريم ولايت و امامت، شيوه مبارز