بديهي است کساني که رأي اکثريت قاطع مردم به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و اشرافيگري را برنتافتند و پس از انتخابات با لجاجت به ساز و کارهاي قانوني تمکين نکرده و با صدور بيانيههاي پياپي مردم را به ايستادگي در برابر قانون تشويق کردند و با ملتهب کردن فضاي عمومي جامعه و تشويش اذهان مردم، حوادث ناخوشايند بعد از انتخابات را رقم زدند در امتحان بزرگ انتخابات مردود شدند. بدين ترتيب بايد ميرحسين موسوي و مهدي کروبي را از مردوديهاي آزمون انتخابات دانست اما سؤال اصلي که ذهن و توجه نگارنده را به خود مشغول کرده چيز ديگري است. اين «خواص» که مردود شدن آنها موجب تأثر و آزردگي خاطر مبارک رهبر عظيم الشأن انقلاب شده است چه کسي يا کساني هستند؟! و مهمتر اينکه چه چيزي باعث مردود شدن اين «خواص» شده است؟! اهميت موضوع زماني مشخصتر ميشود که به ياد بياوريم معظم له در سالروز عيد مبعث در تاريخ 29/4/88 فرمودند: «نخبگان سر جلسهى امتحانند؛ امتحان عظيمى است. در اين امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط اين نيست که ما يک سال عقب بيفتيم؛ سقوط است»!! آيا تأثر آنگونهي رهبر معظم انقلاب، در بين شخصيتهاي سياسي و خواصي که در قضاياي قبل و بعد از انتخابات نقشآفريني کردند، جز براي آقاي هاشمي متصور است؟! براي فهم درستي يا نادرستي اين تصور، معياري بهتر از فرمايشات و رهنمودهاي مقام عظماي ولايت موجود نيست. 1ـ فرمايشات رهبر معظم انقلاب دربارهي لزوم اعلام صريح شخصيتها در حمايت از نظام و موضعگيريهاي هوشيارانه: مقام معظم رهبري در ديدار نمايندگان مسئولان اجرائي، نظارتي و کميسيون تبليغات انتخابات در تاريخ 1388/03/26 فرمودند: « من معتقدم همهى ما وظيفه داريم اين را پاسدارى کنيم. يعنى اين اتحاد ملى را در گفتن و اعلام صريحِ حمايت از نظام اسلامى را دستکم نگيريم؛ اين چيز بسيار مهمى است … همه بايد در مقابل اين خرابکارىها بايستند، اعلام موضع کنند. همه بايستى بگويند … همه بايد در مقابل او صريح موضع بگيرند. صريح موضع بگيرند، روشن کنند که اين خواستِ آنها نيست.» همچنين ايشان در خطبههاي نماز جمعه در تاريخ 29/3/88 خطاب به سياسيون و گردانندگان جريانات فرمودند: «همهى ما وظيفه داريم که در اين مرحلهى تاريخى هوشيار باشيم، دقيق باشيم، مواظب باشيم اشتباه نکنيم … آن کسانى که به يک نحوى يک نوع مرجعيتى در افکار مردم دارند؛ از اين سياسيون و رؤساى احزاب و کارگردانان جريانات سياسى، و يک عدهاى از اينها حرفشنوى دارند، اينها خيلى بايد مراقب رفتار خودشان باشند؛ خيلى بايد مراقب گفتار خودشان باشند» ايشان در سالروز مبعث پيامبر اعظم(ص) نيز فرمودند: «خطاب ما به نخبگان است. آحاد ملت هم هوشيارند؛ نخبگان ما هوشيار باشند. نخبگان بدانند هر حرفى، هر اقدامى، هر تحليلى که به آنها کمک بکند، اين حرکت در مسير خلاف ملت است. همهى ما خيلى بايد مراقب باشيم؛ مراقب حرف زدن، مراقب موضعگيرى کردن، مراقب گفتنها، مراقب نگفتنها. يک چيزهائى را بايد گفت؛ اگر نگفتيم، به آن وظيفه عمل نکردهايم. يک چيزهائى را بايد بر زبان نياورد، بايد نگفت؛ اگر گفتيم، برخلاف وظيفه عمل کردهايم … خودمان را فريب ندهيم؛ بفهميم چه کار ميکنيم؛ بفهميم چه ميگوئيم؛ چه حرکتى ميکنيم.» 2ـ فرمايشات رهبر معظم انقلاب دربارهي برائت جستن سران و شخصيتها از اقدامات غيرقانوني و خرابکارانه: مقام معظم رهبري در تاريخ 26/3/88 فرمودند: «همه بايد در مقابل اين خرابکارىها بايستند، اعلام موضع کنند. همه بايستى بگويند ... اين تخريبهائى که انجام ميگيرد، اين کارهاى زشتى که انجام ميگيرد، بعضاً جناياتى که واقع ميشود، مربوط به هيچکدام از اين اطراف قضيه نيست؛ اين مربوط به مردم نيست، مربوط به نامزدها نيست؛ مربوط به خرابکارهاست، مربوط به اخلالگرهاست … آنها امنيت کشور را و آرامش کشور را هدف گرفتهاند و ميخواهند اين را از بين ببرند. هيچکس نبايد به اين تشنجآفرينى و اغتشاشآفرينى کمک کند و همه بايد در مقابل او صريح موضع بگيرند. صريح موضع بگيرند، روشن کنند که اين خواستِ آنها نيست.» همچنين ايشان در تاريخ 29/4/88 فرمودند: «پيغمبر خود عامل بود؛ و مؤمنون هم دنبال سر پيغمبر، مردم هم به عمل او نگاه ميکنند، راه را پيدا ميکنند. و نقش بزرگان جامعه، نقش رهبران جامعه، نقش نخبگان جامعه اين است. به حرف نبايد اکتفا کنيم … هر کسى امروز جامعه را به سمت اغتشاش و ناامنى سوق بدهد، از نظر عامهى ملت ايران انسان منفورى است؛ هر که ميخواهد باشد. هر هدفى را که اين ملت بخواهد به آن برسد، در سايهى آرامش و امنيت خواهد رسيد ... به هم زدن امنيت يک ملت بزرگترين گناهى است که ممکن است کسى مرتکب بشود.» 3ـ فرمايشات رهبر معظم انقلاب دربارهي اعتماد متقابل بين مردم و نظام: رهبر فرزانهي انقلاب در تاريخ 12/5/88 ميفرمايند: «يک پيام ديگر اين انتخابات و اين حضور عظيم مردمى، وجود اعتماد متقابل ميان نظام اسلامى و مردم است … اين، نشانهى اعتماد به نفس نظام است و نشانهى اين است که نظام اسلامى به مردم خود اعتماد دارد. متقابلاً مردم هم به نظام اعتماد کردند، آمدند آراء خودشان را در صندوقها ريختند. اگر اعتماد به نظام نباشد، اين توجه مردمى، اين اقبال مردمى، وجود نخواهد داشت. اين کسانى که دم از بىاعتمادى مردم ميزنند اگر اين سخن از روى غرض نباشد، از روى غفلت است» 4ـ فرمايشات رهبر معظم انقلاب دربارهي تمکين به قانون و برخورد با خرابکاران: معظم له در تاريخ 29/3/88 فرمودند: «قانون، فصلالخطاب است؛ قانون را فصلالخطاب بدانيد.» و در تاريخ 12/5/88 نيز صراحتا فرمودند :«آسيبزنندگان بايد شناسائى بشوند، مورد مؤاخذه قرار بگيرند؛ هر کى باشند.» به نظر ميرسد سکوت آقاي هاشمي در قبال حوادث و اغتشاشات صورت گرفته بعد از اعلام نتايج انتخابات و عدم اعلام حمايت ايشان از نظام و قانون اساسي در فاصلهي زماني يک ماههي پس از برگزاري انتخابات غفلت از وظيفهي شرعي، ملي و قانونيشان بوده است خصوصا اينکه در خطبههاي نماز جمعهي 26 تيرماه نيز کمترين اشارهاي به بيانات رهبري و اعلام حمايت از ايشان نداشتند. آقاي هاشمي حتي نسبت به بيانات رهبري در خطبههاي نماز جمعه در خصوص تأييد سوابق ايشان بيتفاوت بودند و کوچکترين عکسالعمل رسمي و غير رسمي را براي تشکر از اين تأييدات بيسابقه از خود بروز ندادند! همچنين انتظار مردم اين بود که آقاي هاشمي خانوادهي خود را از اقدامات غيرقانوني پس از انتخابات برحذر دارند و در صورت ادامهي فعاليتهاي غيرقانونيشان، از آنها حمايت نکرده و برائت جويد که متأسفانه اين چنين نشد و آقاي هاشمي حفظ فرزندان و خانوادهي خود را بر حفظ نظام و انقلاب ترجيح داد و بيتفاوتي ايشان در خصوص فعاليتهاي فرزندانشان در ماجراسازيهاي قبل و بعد از انتخابات موجب شد تا خانوادهي ايشان با سوء استفاده از موقعيت پدر خود نقشي تأثيرگذار در وقايع پس از انتخابات ايفا نمايند و اطمينانخاطر داشته باشند که حمايتهاي پدر مانع از برخورد قانوني دستگاه قضايي با آنها خواهد شد! به علاوه آقاي هاشمي در خطبههاي نماز جمعه خواستار آزادي بي قيد و شرط آشوبگران شدند و حتي حاضر نشدند که نام آشوبگر يا اغتشاشگر را براي اين متخلفان بکار ببرند و ادعا کردند: «مساله مهم ما اين است که آن اعتمادي که مردم را با آن وسعت وارد ميدان کرد و امروز يک مقدار مخدوش شده ما اين اعتماد را برگردانيم و اين هدف مقدس ما بايد باشد و اين اعتماد بايد برگردد» در حاليکه مقام عظماي ولايت با مدعيان وجود بياعتمادي بين مردم و نظام به شدت برخورد ميکنند و آنان را غرضورز يا غافل ميدانند! اکنون اين سؤال جدي مطرح است که آيا آقاي هاشمي در آزمون انتخابات دهم مردود شده است؟! آيا اين تصور که سوابق آقاي هاشمي و شناخت رهبر معظم انقلاب از وي موجب تأثر رهبري از عملکرد آقاي هاشمي شده است صحيح است؟ براستي چرا آقاي هاشمي در مقابل مردم و نظام، اينگونه از خود هزينه کرده است؟! آيا آقاي هاشمي در سالهاي آتي در زمره «مخالفان عصبانى و زخمخورده» قرار خواهد گرفت يا بايد وي را در شمار «منتقدان» مورد «محاسبه» قرار داد؟آيا آقاي هاشمي فرصتهاي از دست رفته در انتخابات اخير را جبران خواهد کرد؟ والعاقبه للمتقين