آيا خود ارضايي در مورد زنان گناه است؟ اگر هست چه مجازاتي دارد؟چگونه مي توان از اعتياد رواني به اين مسئله رهايي يافت؟ "/>

 








۱۳۸۸/۸/۲۵         بازدید:۲۳۰۹۳۷       کد مطلب:۲۶۶۲          ارسال این مطلب به دیگران  

در رسانه های دیگر
پایگاه خبری دانشجویان ایران:واحد پاسخگويي به سوالات ديني
خود ارضايي گناه داره؟
آيا خود ارضايي در مورد زنان گناه است؟ اگر هست چه مجازاتي دارد؟چگونه مي توان از اعتياد رواني به اين مسئله رهايي يافت؟

صدای شیعه: خود ارضايي يا استمنا از نظر اسلام حرام و گناه است و در اين جهت فرقي بين دختر و پسر نيست. قرآن کريم مي‌فرمايد: "هر کس از راهي، غير از همسرش، شهوتش را دفع کند، از تجاوز کاران است".[1] يعني از حکم الهي و انساني تجاوز کرده است. پيامبر اکرم(ص) فرمود: "هر کس شهوتش را با دست ( و هر طريق ديگري غير از مسير طبيعي و ازدواج) دفع کند، مورد لعنت و نفرت خداوند است".[2] امام صادق(ع) فرمود: "خود ارضايي (يا دفع شهوت از غير مسير طبيعي) از گناهان بزرگ است".[3] نيز فرمود: "خداوند با نظر رحمت به استمنا کننده نمي نگرد".[4] فعل حرام، عصيان و مخالفت با فرمان حق تعالي است. کم و زيادش در حکم اصلي تفاوت ايجاد نمي کند. هر مقدار به اندازه خود گناه است. اگر کم صورت گيرد، به اندازه خود و اگر زياد باشد، به همان اندازه، اما در مورد تعداد دفعات زياد، گناه ديگري هم هست و آن تکرار گناه است که تکرار و اصرار بر گناه، گناه ديگري محسوب مي‌شود.

 

پيامبر اکرم(ص) فرمود: "لا تنظروا الي صِغِرَ الذنب و لکن انظروا اِلي مَنِ اجتَر أتم؛[5] به کوچکي گناه منگريد، بلکه بر عظمت و بزرگي کسي بنگريد که نسبت به او گستاخي و نافرماني کرده‌ايد". از ديدگاه پزشکان استمنا آثار زيانباري بر جسم و روح و روان وارد مي سازد که ذيلا مطالبي به استحضار مي رسد.

الف. آسيب‏هاى جسمانى‏

1. ضعف و تحليلِ قواىِ جسمانى‏ کاهش انرژى جسمانى بدن از مضرات مهم و جبران‏ ناپذير خودارضايى است. احساس خستگى عارضه طبيعى انزال است، اگر خودارضايى در شبانه روز به دفعات تکرار شود اين احساس خستگى در ساعات مختلف همراه انسان است. در نتيجه به مرور زمان ضعف و بى حالى در فرد تثبيت شده و يک طبيعت ثانوى براى او ايجاد مى‏کند. کاهش و تخليه مکرر قواى جسمانى به ضعف عمومى و دائمى بدن و بالاخره به پيرى زودرس می ‏انجامد. ... وقتى قلم به دست می گيرم زود خسته مى‏شوم و قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را روى زمين می ‏گذارم تا وقتى که دستم کمى قدرت پيدا کند و دوباره بنويسم. «نامه ‏اى از يک جوان» ... آن چه امروز برايم باقى مانده است (از ناحيه اين عمل) جسمى نحيف و درهم شکسته است. «نامه ‏اى از يک جوان». ... با اين که ورزشکارم زانوهايم مرتب سست می ‏شود. «پسرى 18 ساله» من که دخترى پر جنب و جوش و داراى چهره‏اى روشن بودم، کم کم به دخترى بى حال، کم تحرک و رنگ پريده مبدل شدم. «دخترى 15 ساله، کلاس اول تجربى» لاغرى، لرزش بدن، پژمردگى، ضعف مفاصل، تشنج، زردى و تيرگى چهره، از نشانه‏ ها و عوارض ضعف جسمانى است. متأسفانه ضعف جسمانى به همين جا ختم نمی ‏شود، بلکه کل بدن را ساقط می ‏کند. شخصى که مبتلا به اين عمل شوم شود، رفته رفته ضعف شديد در خود احساس کرده، کمر درد او را آزار مي دهد تا اين که به فلج عمومى بدن مبتلا مي شود.

2. ضعف بينايى خود ارضاى به تدريج در نور چشم و قدرت بينايى اثر می گذارد و آن را کاهش می دهد. درجات و شدت ضعف چشم بستگى به درجات و شدت خودارضايى دارد و اين به حدى است که گاه به نابينايى منجر می شود. با اين که اهل ورزش هستم چشمانم خسته می ‏شود و جلو چشمم تيره و تار می شود به حدى که سرگيجه می ‏گيرم. آيا اين از عوارض خودارضايى است؟ «نامه‏ اى از يک پسر 18 ساله» جوانى که هشت سال مبتلا به خودارضايى بود وقتى می خواست کتابى را بخواند چشم هايش سياهى می ‏رفت، حدقه ‏هاى چشم او بيش از حد معمول گشاد و باز شده بود و در قعر چشم‏هاى خود درد شديد احساس می کرد. (به نقل از مشکلات جنسى نسل جوان). روزى در يکى از خيابان‏هاى يزد چشمم به جوانى حدوداً بيست و پنج ساله افتاد که در اثر نابينايى به همراه برادرش حرکت می ‏کرد، چون با برادرش آشنا بودم جلو رفتم و سؤال کردم: چرا چنين شده است؟ گفت: او مبتلا به انحراف جنسى (خودارضايى) بوده است و دست از اين کار برنداشته است تا به اين روز افتاد. (همان).

3. آسيب‏ پذيرى در برابر بيمارى ها تحليل رفتن قدرت بدن و قواى جسمانى، بستر پذيرش ساير بيمارى‏ها را فراهم می ‏آورد. جسمى که با خود ارضايى ضعيف شده است نمی ‏تواند در مقابل ميکروبها و ويروسها از خود دفاع کند. جوانى مبتلا به اين عمل شوم بود، در همين حين به يکى از بيمارى‏هاى همراه با تب دچار شد و در همان حال خودارضايى می کرد، در روز ششم بيمارى کاملاً ضعيف شده بود و در نتيجه مرگ او را فراگرفت.

4. آسيب دستگاه تناسلى و ناتوانی ‏هاى جنسى و توليد مثل‏ خودارضايى اثرات مهمى در دستگاه تناسلى از خود برجاى می ‏گذارد. دکتر «هوچنين سون» معتقد است که عموم ناراحتى‏ هاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار خودارضايى است. بعضى ازاين اثرات عبارت اند از: تورم غدد وذى‏ تورم کانال نطفه‏ تورم قسمت پايينى و عقب کانال ادرار شل شدن عضلات تناسلى‏ خروج بى اختيار منى با کوچکترين حادثه‏ ايجاد قاعدگى نامنظم و خروج ترشحات چرکى و احساس درد هنگام قاعدگى در دختران‏ از بين رفتن پرده بکارت‏ ارضاى ناکامل جنسى و از دست دادن لذت مقاربت بعد از ازدواج‏ ناتوانى و تأخير توليد مثل به خاطر ضعف مکرر دستگاه تناسلى و انزال زودهنگام‏ بيماريهاى مقاربتى‏ عقيم شدن‏

5. آسيب مراکز عصبى و غدد در مغز در اثر خودارضايى و تحريک زياد، هيپوتالاموس آسيب مى‏بيند. مغز و مراکز حساس ديگر مکرراً دچار کاهش نسبى جريان خود مى‏شوندن و از اين طريق آسيب‏هاى جبران‏ناپذير و بر آنها وارد مى‏شود. تخليه‏هاى مکرر عصبى، موجب ضعف اعصاب مى‏شود. خودارضايى‏ هاى مکرر، مرکز عصبى را دچار حساسيت و ضعف و خستگى و اختلال مى‏سازد. به گفته يکى از دانشمندان، خود ارضايى موجب ضعف قواى شهوانى و بى رمق و بى جان شدن آنها مى ‏شود. به طور کلى اختلال قواى بينايى، شنوايى (مثل صداى زنگ در گوش و وز وز کردن) و... از ضعف و اختلال اعصاب است. ... قسمت‏هاى عمده بدن من يعنى قلب و اعصابم به هم ريخته است. «نامه ‏اى از يک جوان» و تو اى جوان عزيز به خود آى و اين آسيب‏ها را جلوى چشم خويش تابلو کن و با تأمل در اين منظره نامطلوب و غيرقابل قبول، خود را از دام اين بلا نجات بده. کم خونى؛ کم اشتهايى و مشکلات گوارشى؛ کم خوابى و اختلال در خواب؛ تنگى نفس؛ سر درد و سرگيجه؛ پيدايش تغييرات در نخاع و ستون فقرات. همگى از آسيب‏هاى جسمى خودارضايى هستند.

ب. آسيب‏هاى روحى - روانى‏

1. ضعف حافظه، حواس پرتى و ناتوانى در تمرکز فکرى‏ همان گونه که گذشت، يکى از پى آمدهاى خودارضايى، ضعف و تحليل قواى جسمانى است و اين به نوبه خود ناشى از اختلال در عملکرد سيستم مغز و اعصاب است. اختلال در اين سيستم موجب مى‏شود که بخش حافظه کارايى لازم را نداشته باشد. علاوه بر اين، شخصِ مبتلا به خودارضايى به خاطر تمرکز در اين عمل و توجه نسبتاً مداوم به موضوعات جنسى، حواس پرت و ناتوان در تمرکز فکرى است که اين خود عامل ديگرى براى کاهش مستمر حافظه است. از عوامل حفظ و تقويت حافظه آن است که فرد به کارهاى علمى و فکرى مشغول باشد در حالى که شخص خودارضا از کارهاى علمى و فکرى باز مى‏ماند و اين خود عامل ديگرى براى ضعف حافظه چنين اشخاصى است. ... استعداد کافى داشتم و تحصيل مى‏ کردم اما اکنون استعدادم کم شده و مطالب را درست درک نمى‏کنم و با فشار و سختى به تحصيل ادامه مى‏دهم. «نامه‏اى از يک دانش‏آموز»

2. اضطراب دلهره و دلواپسى از ويژگى‏هايى است که دائماً فرد خودارضا را رها نمى‏ کند، او مرتب با خود درگير است و نمى‏ تواند با خود کنار آيد. افکار آشفته، وسواس فکرى، بى ثباتى، درهم ريختگى فکرى دامن گير اوست: «نکند کسى بفهمد»، «کى و چگونه اين کار را تکرار کنم»، «کى مى‏شود نجات پيدا کنم» و.. لحظه‏اى آرام و قرار ندارد، سرزنش و تحقير خود به علت ارتکاب گناه، شخصيت او را در هم مى‏کوبد. گاهى تأخير در ترک و اين که بعد از ترک چه مى‏شود، امان او را مى‏گيرد. ... آيا با ترکِ خودارضايى باز هم علائم آن باقى مى‏ماند. «امضا: همدم مرگ» ... آيا پس از ترک مى‏توانم ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم؟ آيا بخشوده خواهم شد؟ «نامه‏اى از يک جوان» آن چه امروز از اين عمل برايم باقى مانده است، روحى متزلزل و بغض و نفرتى متراکم است. «نوجوان 17 ساله تهرانى»

3. افسردگى‏ بى احساسى و بى تفاوتى، بى نشاطى و بى ذوقى، سستى و گوشه ‏گيرى، غم و اندوه، عدم علاقه به امور هنرى، ورزشى، مسائل معنوى و... همگى از نشانه‏هاى بارز و حتمى افسردگى است. 4
4. پرخاش‏گرى و بداخلاقى‏ شخصِ خودارضا نسبت به کوچک‏ترين محرک محيطى حساس است، حوصله گفت و گو با ديگران را ندارد، زود رنج است و سريعاً از کوره در مى‏ رود، به نور زياد، صدا، رفت و آمد و... حساسيت فوق‏ العاده دارد.

5. يأس از زندگى‏ ... در سنين 16 يا 17 سالگى دو مرتبه دست به خودکشى زدم ولى موفق نشدم، اکنون در ميان توفان مرگبارى به اين سو و آن سو مى‏روم، شايد هم يک سويش نابودى باشد. «نامه‏ اى از يک جوان» ... تصميم گرفته ‏ام اگر راهى برايم نباشد خودکشى کنم.... «دختر 18 ساله تهرانى»

6. از بين رفتن خلاقيت‏ها، توانايى‏ها و سرکوب شدن استعدادها.
7. عدم ميل به تحصيل، مطالعه، تحقيقات علمى و فعاليت‏هاى فکرى.
8. هوس باز و بى‏بند و بار شدن و اعتياد به ارضاى جنسى نامشروع.
9. بى عاطفه، کم رو و خجل. 10
10. عدم اعتماد به نفس و احساس حقارت، ضعف اراده.
11. از بين رفتن صفاى دل و بى علاقه‏گى نسبت به امور معنوى، مجالس دعا، جماعات و... .
12. احساس گناه، عذاب وجدان.

ج) آسيب‏هاى اجتماعى‏ خودارضايى يک حس گريز از اجتماع پديد مى‏آورد که در اثر افراط و تکرار در او ريشه‏دارتر خواهد شد. فرد در گوشه‏اى خود را منزوى و به افکار دور و دارز مى‏پردازد. توجه به لذات شخصى، سبب سستى روابط اجتماعى مى‏گردد و حيات جمعى را دچار مخاطره مى‏ سازد. فردِ خودارضا به غير از ميل به انزواجويى در عرصه اجتماعى نيز با مردم جوششى ندارد و از زندگى جمع احساس لذت نمى‏ کند. اينجاست که نه تنها شخصيت اجتماعى و انسانى چنين افرادى تدريجاً متزلزل شده بلکه جامعه نيز از وجود نيرو جوان و پرانرژى محروم گرديده است و در دراز مدت موجب اختلال در نظام اجتماعى مى‏شود. اين دسته از آسيب‏ها عبارت اند از:

1. بى آبرويى؛
2. مشکلات خانوادگى؛
3 .انزواى اجتماعى، طرد شدن از جامعه و مشکل دوست يابى؛
4. مشکلاتى در ازدواج از قبيل: عدم پذيرش در خواستگارى‏ اکنون خواستگاران فراوانى دارم که هر يک از ديگرى بهتر هستند. به دليل همين مسأله (خودارضايى و از دست دادن بکارت) است که مجبورم به خواستگارانم جواب رد بدهم بدون اينکه پدر و مادرم علت نپذيرفتن من را بدانند. «دخترى 18 ساله از تهران» بر اثر خودارضايى دامنم لکه دار شده و حالا خواستگاران فراوانى دارم که هرکدام از ديگرى بهتر است. به من بگوييد چه کار کنم. «نامه‏اى از يک دختر جوان» بى ميلى به ازدواج و تأخير در آن‏ بى ميلى به همسر ناتوانى در مقاربت صحيح و ارضاى جنسى خود و همسر ناسازگارى خانوادگى‏ سرد بودن کانون خانواده‏ ناتوانى در برابر مشکلات و سختى‏ها پس از ازدواج‏ طلاق و متزلزل شدن کانون خانواده‏
5. افت تحصيلى‏ اين کار روى تحصيلات من به شدت اثر گذاشت، من که تا سال سوم راهمايى جزء شاگردان خوب کلاس بودم، در سال سوم راهنمايى، ثلث اول يک تجديدى آوردم. «دختر 15 ساله»

6. بزهکارى‏
7. عدم علاقه نسبت به فداکارى، خدمتگزارى به همنوعان و...
8. لذت نبردن از دوستى‏ها و مهر و محبت‏ها در روابط با پدر و مادر، بستگان و دوستان و بالاخره بريدن از آنان.
9. از بين رفتن عزت، پاکدامنى، شرف و حيا.
10. انحطاط و انحراف فکرى و عملى خود و به انحراف کشيدن ديگران.
11. ايجاد خطرات اجتماعى براى خانواده خود و نواميس ديگران.
12. سوء استفاده جنسى و تجاوز به کودکان.
13. ترويج و اشاعه فحشا و منکرات.
14. شيوع بيمارى‏هاى مقاربتى در جامعه.
15. حسادت و بدبينى.

د) آسيب‏هاى معنوى و اخروى‏ همه آسيب‏هاى سه گانه که سخن از آنها به ميان رفت قابل اصلاح و جبران است اما آسيب معنوى به اين راحتى قابل جبران نيست چون اولاً: آسيب به قلب و دل است که هيچ بعد از وجود آدمى به ارزش، کارايى، حساسيت و لطافت قلب و دل او نيست. به تعبير قرآن و روايات اسلامى، گناه به انسان سرازير مى‏شود و آن را فاسد و از کار مى‏اندازد. ثانياً: اين آسيب فقط دنيوى نيست. قرآن کريم مى‏فرمايد: چنين نيست که بعضى خيال مى‏کنند، بلکه اعمال خلافشان چون زنگارى بر دل‏هايشان نشسته، لذا از درک حقيقت وامانده‏اند: «کلا بل ران على قلوبهم ما کانوا يکسبون»؛ (مطففين، آيه 14) کلمه «ران» در آيه مذکور به معناى زنگار است.

زنگ يا زنگار در امور مادى همان چيزى است که روى فلزات و اشياى قيمتى مى‏نشيند، همان لايه قرمز رنگى که بر اثر رطوبت هوا روى آهم و مانند آن ظاهر مى‏شود و معمولاً نشانه پوسيدن و از بين رفتن شفافيت و درخشندگى آن و در نهايت ضايع شدن و از بين رفتن آن است. (تفسير نمونه، ذيل آيه 14 مطففين.) آرى، بدترين اثر گناه، تاريک ساختن قلب و از ميان بردن نور علم و حس تشخيص است. «گناهان از اعضا و جوارح سرازير قلب مى‏ شوند» (همان) مرحوم علامه طباطبايى رحمه الله در تفسير الميزان (ذيل آين مطففين: 14)مى‏ فرمايد: از آيه شريفه سه نکته استفاده مى‏شود: 1. اعمال زشت، نقش و صورتى به نفس و روح انسان مى‏ دهند؛ 2. اين نقش و صورت خاص، مانع آن است که نفس آدمى حق و حقيقت را درک کند؛ 3. نفس آدمى به حسب طبع اوليه‏اش صفا و جلايى دارد که با داشتن آن، حق را آن طور که هست درک ميکند.

قلب از ديدگاه قرآن جايگاه مهمى دارد قرآن کريم اولاً: قلب را مهم‏ترين مرکز شناخت در انسان معرفى مى‏کند. ثانياً: بيمارى قلب را مهم‏ترين بيمارى به حساب مى‏آورد و از اين بيمارى به تعابير مختلف و عجيب ياد مى‏کند: قلب بيمار، قساوت قلب، انحراف قلب، زنگار قلب، کور شدن قلب، مهر شدن قلب، قفل شدن قلب و بالاخره از همه مهمتر مردن قلب. که جمعاً بيش از هفتاد و دو مورد آمده است.

در اهميت گناه از ديدگاه اسلام همين بس که اسلام اولاً: کيفر و اثر آن را منحصر به دنيا نکرده است.(مائده، آيه 33)ثانياً: از انديشه و فکر گناه هم منع کرده است تا گناه را از سرچشمه خشک کند. على (ع) مى‏فرمايد: کسى که در انجام گناه زياد فکر کند، بالاخره به گناه کشيده مى‏شود (غررالحکم). ثالثاً: از گناه به عنوان درد و بيمارى ياد کرده است. (على (ع) براى دل‏ها بيمارى‏اى، دردناک‏تر از گناه نيست (بحار الانوار، ج 73، ص 342). رابعاً: از رفاقت و دوستى با گنهکار و شرکت در مجالس گناه به شدت نهى کرده است. على (ع): بر فرد مسلمان شايسته نيست که با گنهکار طرح رفاقت و دوستى بريزد. (وسائل الشيعه، ج‏2، ص 269). خامساً: ترک گناه را بهترين عبادت برشمرده است. (على (ع): برترى عبادت، دورى گزيدن از گناه است.)

اين‏ها بخش بسيار اندک از هشدارهايى است که اسلام براى دفع اثر زيانبار گناه به انسان‏ها داده است. براى اين که به تأثير گناه بر دل و قلب بيشتر پى ببريم، به عنوان نمونه به ذکر چند روايت اکتفا مى‏کنيم: رسول اکرم (ص) مى‏فرمايد: وقتى انسان مؤمن گناهى را مرتکب مى‏شود، لکه سياهى در قلبش پيدا مى‏شود که اگر دل از آن بکند و توبهکرده و از خداوند آمرزش طلبد دوباره قلبش شفاف مى‏شود و اگر گناه را ادامه دهد، سياهى تمام قلبش را فرا مى‏گيرد. (تفسير الميزان، ذيل آيه 14 مطففين) رسول گرامى اسلام(ص): وقتى حرام‏ها ناديده گرفته شود و کسى مرتکب آن‏ها شود، خداوند طورى بر دلش مهر مى‏زند که بعد از آن ديگر قدرت درک و فهم را نداشته باشد. (محمد هويدى، التفسير المعين.) ديگرى بر قلب وارد شود به جايى مى‏رسد که تمام قلب را فرا گرفته و آن را وارونه مى‏ کند. (تفسير الميزان، ذيل آيه 14 مطففين) ظرف، وقتى وارونه شود هيچ چيز در آن قرار نمى‏گيرد، قلب هم در اثر گناه طورى وارونه مى‏شود که ديگر علم و حقيقت در آن جاى نمى‏گيرد.

خودارضايى هم که اسلام به شدت از آن نهى کرده است شايد از همين بابد باشد که اثر در قلب و دل آدمى مى‏گذارد و آثار روحى و روانى خودارضايى که در بخش (ب) بيان گرديد، عمدتاً از همين بيمارى دل ناشى مى‏شود. در اين جا چند روايت در مورد اثر معنوى گناه خودارضايى بيان مى‏کنيم به اميد آن که تو اى جوان عزيز و برومند، اى که چشم اميد پدر ومادر و جامعه به توست، اى آينده ساز خود و جامعه اسلامى و بالاخره تو اى مبتلا به اين گنه خانمان‏سوز و هلاکت بار به خود آيى و تا دير نشده خود را از اين مهلکه و باتلاق نجات دهى، بدان که مى‏توانى، حتماً مى‏توانى! 1. امام صادق(ع): روز قيامت خداوند با شخص خودارضا گفت و گو نمى‏کند و از چشم خدا مى‏افتد. (ميزان الحکمة، ح 18749) 2. رسول خدا(ص): لعنت خدا و ملائکه خداوند و تمام بشر بر شخص خودارضا. (همان، ح 18748) 3. رسول خدا(ص): کسى که خودارضايى مى‏کند، ملعون است. (همان، ح 18751) 4. امام صادق(ع): خودارضايى گناه بزرگى است که خداوند در قرآن از آن نهى فرموده است. (همان، ح 18750) 5. امام صادق(ع): براى کسى که خودارضايى کند در قيامت عذاب دردناکى در نظر گرفته شده است. (همان، ح 18749) در پايان توجه شما را به تحقيقى که حاصل بررسى 400 نامه رسيده از نوجوانان کشور به برنامه آينده سازان صداى جمهورى اسلامى در دى ماه 1367 است جلب مى‏کنيم.

طبق اين تحقيق افرادى که مبتلا به خودارضايى مى‏باشند. به ناراحتى‏هاى زير مبتلا گشته‏ اند: 1. ضعيف شدن چشم؛ 2. لاغر شدن صورت؛ 3. ضعف اعصاب؛ 4. تحليل رفتن بدن؛ 5. سردرد و سرگيجه؛ 6. سرماخوردگى زود به زود؛ 7. کم خونى؛ 8. سست شدن زانو؛ 9. سياه شدن دور چشم؛ 10. ضعف حافظه؛ 11. زرد شدن صورت؛ 12. ضعف و اختلالات شنوايى؛ 13. جوش صورت؛ 14. گوشه‏گيرى؛ 15. اختلال در خواب؛ 16. ايجاد حالت وسواس و ترديد؛ 17. افت تحصيلى. براي جلوگيري از خود ارضايي به نکات زير توجه فرماييد:

1-بر اساس تحقيقات به عمل آمده، بيشتر افراد مبتلا به استمنا اظهار کرده اند ، آن قدر اراده ندارند تا بتوانند دست از اين کار بردارند. اينان خود را غريقي مي بينند که ميان امواج خروشان دريا گرفتار شده اند، در حالي که حقيقيت اين نيست. در طول زندگي به موازات رشد بدني، اراده نيز تعميق مي يابد و انسان در هر شرايطي قادر به تسلط بيشتر بر خواسته هاي خود مي باشد.

بنابراين اولين راهکار تقويت اراده است. عواملي در تقويت اراده مؤثر است مانند: 1ـ تمرکز بخشيدن به فعاليت هاي گوناگون. 2ـ توجه به عبادات به ويژه نماز که تمرين تمرکز فکر است. 3ـ پايان رسانيدن کارهاي نيمه تمام. 4ـ تلقين مثبت. همواره به خود اين گونه تلقين کنيد که ارادة انجام اين کار را داريد و شکست مفهومي ندارد. تلقين در ترک عادات نامطلوب و غلبه بر خودارضايي مؤثر است. پل ژاگو مي گويد: «وقتي بخواهيم با عادت زشتي ستيزه کنيم، ابتدا بايد نتايج نامطلوب آن را در نظر مجسّم سازيم، بعد منافعي را که در نتيجة ترک آن عايد مي شود، در روح خود تصور کنيم، در نتيجة اين عمل، هر بار که چنين نمايشي در روح خود مي دهيم، بر آن تحريک يا وسوسه چيرگي يافته و لذت ترک آن را در خود احساس مي کنيم. اگر تلقين به نفس را بلافاصه پيش از خواب اجرا کنيم، مؤثر تر از مواقع ديگر خواهد بود. به طور کلي، متمرکز ساختن فکر در کاري که مي خواهيم براي اجراي آن فردا صبح در فلان ساعت بيدار شويم کافي است». بنابراين بايد خود را باور کنيد و ترس و شکست را به خود راه ندهيد. بدانيد که اگر بخواهيد مي توانيد. اين جمله شعار نيست، بلکه در عمل نيز افراد زيادي توانسته اند بر عادات ناپسند غلبه کنند و به حال طبيعي برگردند.

2ـ گسترش دايره ارتباطات: افراد مبتلا به انحرافات اخلاقي و جنسي معمولاً از بُعد ارتباطي، آسيب ديده و تنهايي را برگزيده اند. درمان خودارضايي وقتي ميسر است که از انزوا خارج شويد و به جمع بپيونديد. در محيط دانشگاه در فعاليت هاي فوق برنامه مانند اردوهاي دانشجويي يا فعاليت هاي هنري مانند شعر، سرود، بازي در نمايش، تئاتر و غيره حضور فعال داشته باشيد. 3ـ تغيير زاويه نگرش و عمل: يکي از شيوه هاي درمان خودارضايي، تغيير جهت دادن انرژي رواني جوان از هدف هاي جنسي به هدف هاي فرهنگي و هنري است. البته انتخاب اهداف مذکور بستگي به استعدادها و توان هاي جوان دارد. گرايش به معنويت يک نوع تصعيد نيز مي تواند حساب شود. به طور کلي منظور آن است که هر وقت خواستيد به عادت ناپسند روي آوريد، فوراً خود را مشغول کار ديگري کنيد که به آن علاقه داريد. 4ـ مثبت گرايي: هرگونه منفي گرايي و احساس پوچي، درمان خودارضايي را به تأخير مي اندازند، در عوض اصلاح فکر و مثبت گرايي، گام مؤثري در ترک خودارضايي محسوب مي شود. قطعاً درگذشته موفقيت هايي داشته ايد، مانند موفقيت در درس ها يا حرفه و شغل که بسياري از جوانان آرزوي آن را دارند. اين پيروزي را مورد توجه قرار دهيد و بر نقاط مثبت خويش و خود باوري و ايمان به خود پافشاري کنيد. در اين صورت احساس مي نماييد هنوز قادريد زندگي نويني را بيافرينيد. 5ـ اميد آفريني: بيش تر افرادي که دچار خودارضايي شده اند، از دو جهت نگراني دارند: از گذشته و از عوارض جسمي و رواني.از اين رو احساس نا اميدي مي کنند ؛ در حالي که آنان نبايد تصوّر کنند بعد از چند بار توبه و شکستن آن، ديگر اميدي وجود ندارد. در توبه هميشه به روي بندگان گناهکار باز است و امکان بازگشت فراهم مي باشد. اين درگه ما درگه نوميدي نيست صد بار اگر توبه شکستي باز آي امام باقر(ع) فرمود: «محبوب ترين افراد پيش خدا گناهکاراني هستند که بيشتر در معرض گناه بوده و توبه کرده اند. کافي است از صميم دل توبه کنيد و بر ترک گناه تصميم بگيريد. اگر اين اتفاق بيفتد، مانند کسي هستيد که اصلاً گناهي مرتکب نشده است. در مورد زيان هاي جسمي و رواني ناشي از خود ارضايي مانند احساس درد در ناحيه چشم و گودي چشم و غيره، همة اين عوارض، در پرتو معالجات و تدابير درماني قابل جبران است. 6ـ درمان تدريجي: ترک عادت نامطلوب به طور ناگهاني و دفعي امکان پذير نيست، بلکه هرگونه تغيير نيازمند فرصت بخشيدن وگذشت زمان خواهد بود، پس مرحله به مرحله پيش برويد و از ادامة کار خسته نشويد. 7ـ پرورش معنويت: نماز بهترين راه ارتباطي با خدا است و سد پولاديني در برابر امواج گناه به حساب مي آيد، پس نماز عاملي تهاجمي عليه انحرافات است. هر چه مي توانيد رابطة خود را با خدا تقويت کنيد و نماز را با توجه کامل بخوانيد. خود را در برابر وسوسه هاي شيطاني مسلّح سازيد. هر روز قرآن بخوانيد و دعاهاي مورد علاقه به ويژه مناجات شعبانيه همراه با معناي آن را زمزمه کنيد. 8ـ ورزش: يکي از عواملي که هم در پيشگيري نقش دارد و هم در درمان، ورزش است، از جمله کوهنوردي که انرژي هاي متراکم را در مسير سالم به جريان مي اندازد. 9ـ ازدواج: در اولين فرصت ازدواج کنيد، حتي اگر به صورت نامزدي و عقد کردن انجام گيرد. 10ـ رژيم غذايي: از خوردن غذاهايي که مقدار زيادي کالري دارد، اجتناب کنيد. 11ـ درمان طبي: در مواردي لازم است به متخصص مراجعه کنيد. تزريق نوعي هورمون موجب تعادل تمايلات مي شود. 12 - به صورت طاق باز نخوابيد و از دمر خوابيدن به گونه اى که شکم و سينه ها روى زمين قرار گيرد, اجتناب کنيد و از قرار دادن پا روى پاى ديگر هنگام خواب خوددارى شود. 13 - پيوسته با لباس گشاد و آزاد بخوابيد و از خوايدن با شورت پرهيز کنيد. هرگز در يک اتاق دربسته وخلوت نخوابيد و عادت کنيد اتاق خوابتان مقدارى روشنايى داشته باشيد. 14 - نگه داشتن ادرار و مدفوع , علاوه بر ايجاد سنگ کليه و مثانه و بيمارى هاى انگلى و قارچى و بالارفتن ميزان اورهء خون , باعث فراهم شدن زمينه اى مساعد براى بيمارى هاى جنسى واستمنا است . 15 - از توقف زياد در توالت جدّاً بپرهيزيد. مخرج بول و غايط هميشه با آب سرد شست و شو داده شود و از شستن با آب گرم خود داري نماييد. مگر درمواقع بيمارى يا حساسيت از پاک کردن با دستمال کاغذى و غيره . در حمام کردن نيز به اين مسئله توجه داشته باشيد که آب چندان گرم نباشد. 16 - از پوشيدن لباس زبر يا بسيار نرم اجتناب شود. هم چنين از پوشيدن لباس هاى کيپ وچسبان مانند شلوار جين خوددارى گردد. 17 - سعى کنيد هفته اى دو روز و يا اقلاً يک روز, روزه بگيريد و شب ها, غذاى سبک بخوريد; زيرا در کاهش و تعديل غريزهء جنسى مؤثر است . از مصرف غذاهاى داراى مواد پروتيينى زياد و ادويه و غذاهايى که طبيعت گرم دارند, مانند عسل و خرما و موز و يا پياز و سير خوددارى کنيد. بيش تر از لبنيات مخصوصاً ماست و هم چنين سبزى ها به خصوص کاهو و کلم استفاده کنيد.

پي نوشت ها: [1]مؤمنون (23) آية 7. [2]مستدرک، کتاب النکاح، ص 570. [3]سيد عبدالحسين دستغيب، گناهان کبيره، ص 332. [4]وسايل الشيعه، ج 14، ص 268. [5]بحارالانوار، ج 77، ص 168.
 


انتهای پیام


نظر شما درباره این مطلب
نام :
ایمیل :
     
 
به اشتراک گذاشتن/ایمیل/بوک مارک این مطلب